۲۹ دی ۱۳۹۶

نسخه آزمایشی

بیعت اویس با امیرالمؤمنین در مسیر جنگ جمل

شرح حال اصحاب حضرت امیر المومنین علی علیه السلام : اویس قرنی : بیعت اویس با امیرالمؤمنین در مسیر جنگ جمل

اويس با اميرالمومنين علي عليه السلام بيعت كرد و پيمان بست تا پاي جان از ولايت آن حضرت دفاع كند.(1) و روي شناختي كه از آن حضرت داشت به خوبي دريافته بود كه اكنون زمان جهاد در راه خدا و دفاع از سنت به يغما رفته پيامبر اسلام است و بايد در ركاب جانشين شايسته آن حضرت مجاهدت كرده و عليه غارتگران و بدعت گذاران وارد پيكار شده و راه و روش پيامبر خدا را احيا نمايد؛ لذا از كوفه خارج شد و در ذي قار به حضور اميرالمومنين عليه السلام رسيد و با ايشان بيعت مجدد كرد و ملتزم شد كه تا پاي جان در ركاب آن حضرت بجنگد.
اميرالمومنين عليه السلام قبل از رسيدن اويس، زماني كه در «ذي قار» براي اخذ بيعت از سربازانش نشسته، و منتظر پيوستن قبايل و عشاير مناطق مجاور بود فرمود:
ياتيكم من قبل الكوفه الف رجل، لا يزيدون رجلا و لا ينقصون رجلا يبايعوني علي الموت؛
به زودي از جانب كوفه يك هزار نفر(2) به ما ملحق خواهد شد، نه يك نفر كمتر و نه بيشتر و با من بر سر جان بيعت خواهند كرد.
ابن عباس مي گويد: من از قاطع بودن امير المومنين عليه السلام در تصريح به اين رقم، پريشان شدم كه نكند از گفته امام، كمتر و يا بيشتر شود تا در اين شرايط حساس ما را با مشكل مواجه كند؛ اما نتيجه خوفناك شمارش نهصد و نود و نه نفر تازه وارد بود و ديگر اميدي به تكميل عدد نبود، زيرا همه گروه ها رسيده بودند و كسي هم از كاروان ها عقب نمانده بود، به همين دليل اضطراب من شدت يافت و با خود گفتم: «انا لله و انا اليه راجعون» ناگهان متوجه شدم شخصي از آن طرف اردوگاه به سمت ما در حركت است، وقتي نزديك شد، ديدم، مردي است پياده كه قباي پشمي بر تن دارد و شمشير و سپر و ديگر ادوات جنگي را با خود حمل مي كند. وي به محض ورود به اردوگاه، خدمت حضرت عليه السلام شرفياب شد و عرض كرد: يا علي، دستت را باز كن، تا با تو بيعت كنم.
امام عليه السلام پرسيد: «و علي من تبايعني؟ بر سر چه امري با من بيعت مي كني؟
عرض كرد: «علي السمع و الطاعه و القتال بين يديك حتي اموت او يفتح الله عليك؛ با تو بيعت مي كنم كه كلامت را گوش كنم و فرمانت را گردن نهم و در ركاب تو آن قدر بجنگم كه يا شما به پيروزي برسيد و يا من به شهادت.»
سپس حضرت علي عليه السلام از اسم و نشان او سوال كرد و فرمود: تو كيستي؟ گفت: من اويسم. امام عليه السلام باز پرسيد: آيا تو «اويس قرني» هستي؟ گفت: آري.
امام عليه السلام فرمود:
الله اكبر، اخبرني حبيبي رسول الله صلي الله عليه و آله اني ادرك رجلا من امته يقال له اويس القرني، يكون من حزب الله و رسوله، يموت علي الشهاده، يدخل في شفاعته مثل ربيعه و مضر؛
الله اكبر! حبيبم رسول خداصلي الله عليه و آله به من خبر داد كه مردي از امتش به نام «اويس قرني» را ملاقات خواهم كرد و اين مرد جزو حزب خدا و رسول اوست و مرگ او شهادت در راه خدا خواهد بود، و شفاعت او در روز قيامت مثل قبايل ربيعه و مضر داخل خواهند شد.
ابن عباس مي گويد: با آمدن اويس مسرور و خوش حال شدم و از پريشاني بيرون آمدم.(3).
آري، وي همان گونه كه با امام و پيشواي خود بيعت كرده بود، در ركاب آن حضرت در جنگ جمل شمشير زد و تا پيروزي آن حضرت دست از نبرد بر نداشت.
*****
ر. ك: الجمل، ص 108 و 109.
در رجال كشي اين حديث را اصبغ بن نباته نقل مي كند و عدد و رقمي كه اميرالمومنين عليه السلام فرمود، در آن روز با حضرت بيعت مي كنند «يك صد» نفر است كه نود و نه نفر بيعت كردند و اويس در حالي كه لباس پشمي به تن داشت و دو شمشير حمايل كرده بود، بعدا و تا پاي جان بيعت كرد.
ارشاد مفيد، ج1، ص 315؛ ر. ك: به رجال كشي، ص 98، ش 156.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دلیل جلوگیری از ارسال هرزنامه ها لطفا به معادله امنیتی پاسخ دهید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.