دکتر سعید قماشی :استبداد در تربیت دینی، داعش ایجاد می کند / امکان تکرار روش معاویه وجود دارد

[ad_1]

سلم گزارش می دهد :

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -« انتقاد از تربیت استبدادی کودکان در جوامع دینی، اعتراض به نحوه معرفی منکر در جامعه و چشم پوشی از منکرهای بزرگ و هشدار نسبت به احتمال تکرار روش معاویه و یزید با سوء استفاده از باورهای دینی در جوامع دینی» مهمترین موضوعاتی بود که در چهارمین نشست، از سلسله نشستهای تعزیت آفتاب مطرح شد.

به گزارش خبرنگار شفقنا ازکاشان ،استاد دانشگاه کاشان، در چهارمین شب این مراسم، علت جنگ امام حسین علیه السلام را  برداشتی از مفاهیم دینی  دانست که حاکمیت وقت، در راستای تحکیم پایه های خود تولید کرده بود و گفت: کاری که معاویه کرد، هم چنان امکان وقوعش هست. الآن داعش با آگاهی های دینی دارد این جنایات را انجام می دهد و نتیجه اش تجاوز کردن و سوزاندن و سر بریدن است.

معاویه خودش را از نزدیکان پیامبر نشان می داد که آگاهی کاذب ایجاد کند

«دکتر سعید قماشی» حادثه عاشورا را معلول یک آگاهی دینی دانست و گفت: کسانی که امام حسین را کشتند کفّار و ضدّ دین نبودند، بلکه خود را متدیّن و خداباور معرّفی می کردند. منظور از آگاهی، تصوّر و ذهنیتی است که فرد از یک کسی یا موقعیتی دارد که ممکن است درست یا غلط باشد.

وی ادامه داد: رفتار انسان، بر اساس درک او است؛ بر خلاف حیوان که رفتارهایش بر اساس غریضه اش است. انسان هم احساس غریضی دارد، امّا آن را با تعقّل آمیخته می کند و بر اساس باورهایش عمل می کند. ما در ماه رمضان، هر چند بسیار تشنه و گشنه ایم، ولی چیزی نمی خوریم، این بر اساس یک درک عقلانی است؛ هم مثبت هم منفی.

استاد دانشگاه کاشان افزود: مفاهیم ذهنی، پایه و ارتباط رفتار ما با یکدیگر است. جامعه شناسان می گویند توده مردم و حکومت ها در شکل گیری مفاهیم نقش به سزایی دارند. مثلاً عبارت “گیرنده” چند سالی است که در جامعه پیدا شده و مفهوم پیدا کرده. دین هم مجموعه ای از مفاهیم دینی است. خدا، معاد، پیامبر، امامت، امر به معروف و غیره. اگر بخواهیم دین را بشناسیم از راه این مفاهیم متدّین و خداباور می شویم.

دکتر قماشی گفت: یکی از کارهایی که صاحبان قدرت برای حفظ قدرت خودشان و پذیرش آن از طرف مردم انجام می دهند این است که سعی می کنند مشروعیت خود، بین مردم به صورت عقلی نشان باشد. مارکس می گوید: یکی از کارهایی که صاحبان قدرت در جوامع انجام می دهند تولید آگاهی کاذب و ایدئولوژی کاذب است. برای این که حاکمیت خود را حفظ کنند می آیند بر اساس باورهای مورد قبول مردم تولید ایدئولوژی می کنند و آگاهی تولید می کنند. مثل کاری که معاویه کرد. او می دانست مردم متدیّن اند و آموزه های پیامبر را قبول دارند، پس خودش را از نزدیکان پیامبر نشان می داد که آگاهی کاذب ایجاد کند. می گفت: نحن شجره الله. نحن شجره رسول الله. نحن اهل الحق و انصار الدّین. عدّه ای از طرفدارانش هم برایش لقب جعل می کردند،خال المومنین و کاتب الوحی.

بعضی طرفداران معاویه، مخالفان یزید را فتنه گر نامیدند

وی افزود: وقتی یک چیزی مدام از طریق تریبونها و انسانهای صاحب نفوذ در مردم گفته می شود، نقش علم و عالمان مهم می شود که در استخدام حکومت ها قرار نگیرند. کار به جایی رسید که بعضی طرفداران معاویه، مخالفان یزید را فتنه گر نامیدند. امام حسین در نامه ای به معاویه می نویسد: من فتنه ای بالاتر از حکومت تو بر این مردم نمی بینم. یکی از مفاهیمی که ساختند مفهوم «خلیفه رسول الله» و بیعت با او و اطاعت از او بود. در زمان معاویه خیلی روی این قضیه کار شد که مردم خود را با این مفهوم وفق بدهند. خلیفه رسول خدا یعنی همان قداست و عظمتی که رسول خدا دارد، خلیفه اش (معاویه) هم دارد. این قدر تبلیغ کردند که به نظر من جزء اصول دین شد. تا جایی پیش رفتند که با کسانی که با یزید بیعت نکردند به مانند خائن برخورد می شود.

چهارمین سخرانی سلسله مراسمهای تعزیت آفتاب کاشان پذیرش یزید به عنوان خلیفه ی رسول الله را  یک مفهوم دینی دانست که در آن روزگار به عنوان یک اصل دینی مطرح شد.

وی توضیح داد: اگر کسی با این مفهوم مخالفت کند، به عنوان خارجی و ضدّ دین مطرح می شود. گروهی از مردم که دیدند امام حسین بیعت نمی کند، گفتند او از دین خارج شده. علّت آن که امام حسین این قدر در معرّفی خود تاکید دارد، این است که بگوید من خارج از دین نیستم بلکه آگاهی شما اشتباه است. من پسر علی و زهرا هستم. شما که انگیزه دینی دارید، بدانید که من ضدّدین نیستم. من فکر می کنم امام با برپایی نماز در ظهر عاشورا می خواست این مطلب را عینیت ببخشد. به خاطر اهمّیّت نماز نبوده، به خاطر تغییر باور مردم بوده. می خواسته آگاهی کاذب مردم را منهدم کند. ولی چنان تبلیغ شده بود که مردم تا می خواستند خود را از زیر خروارها تبلیغ بیرون بکشند، طول می کشد. هر چند بعداً متوجّه کار خود شدند، ولی بسیار دیر شده بود. صحنه ی عاشورا، صحنه ی مبارزه ی دو نوع آگاهی دینی بود. آگاهی مردم روزگار امام حسین، برگرفته از حاکمیت بود و آگاهی امام حسین برگرفته از وحی بود.

منکری را که امام حسین نسبت به آن حسّاس بود را در حدّ چیزهای ریز و کوچک تنزّل ندهیم

دکتر قماشی با طرح این سوال که «چه کسی می تواند این دو را تشخیص بدهد؟» به تفاوت «بصر» و «بصیرت» اشاره کرد و گفت: آنانی که بَصَر دارند اوّلی را می بینند، امّا آنان که مانند حر بصیرت دارند، تفکیک می کنند. بدین علّت است که امام حسین دارد مدام خود را معرّفی می کند. امام حسین می گوید برای امر به معروف آمده ام. الا ترون ان الحق لا یعمل به. مگر نمی بینید به حق عمل نمی شود؟ البتّه آن ها حق را در چیز دیگر می بینند. آن ها حق را در اطاعت از معاویه و یزید می بینند. چون ساختارهای ذهنی برایشان طور دیگر تعریف شده و امام حسین می خواهد آن ساختارها را بشکند. خود یزید و حاکمیت منکر است. این که من بیعت یزید را قبول نمی کنم باطل نیست، باطل یزیدی است که خود را بر حکومت تحمیل می کند درحالی که قرار نبود حکومت موروثی شود.

وی با انتقاد شیوه معرفی منکر در جامعه کنونی گفت: امام حسین در عاشورا معروف و منکر را در سطح کلان معرّفی می کند. در محرّم می آییم و هفته ای را به نام امر به معروف و نهی از منکر اعلام می کنیم، البتّه خوب است که مردم را نسبت به این قضیه حسّاس کنیم، ولی آن منکر را که امام حسین نسبت به آن حسّاس بود را در حدّ چیزهای ریز و کوچک تنزّل ندهیم، چیزهایی که حتّی در حدّ فروع دین هم نیست. مسایلی مثل موی زنان و مسایل مربوط به پسرها و با کمک از امام حسین برویم و منکرهای بزرگ و ساختاری را مطرح کنیم، همان طور که ایشان هم منکرهای ساختاری را هدف قرار داد. مسایلی مثل فقر، بی کاری، آلودگی محیط زیست، تولید ماشین های بی کیفیت. برای مردم چیزهایی را به عنوان معروف تعریف کرده بودند و فکر می کردند امام حسین ضدّمعروف عمل می کند، امام حسین می خواهد بگوید مخالفت کردن با اینها، منکر نیست.

امام حسین نمی آید از احساسات دینی مردم سوء استفاده کند

استاد دانشگاه کاشان با تاکید بر اینکه امام حسین در میدان نبرد برای معرفی خود از القاب قدسی استفاده نمی کند، توضیح داد: امام حسین در معرّفی خود از این القابی که ما امروزه استفاده می کنیم، استفاده نکرده، خیلی ساده می گوید هل من ناصر ینصرنی؟ هل من معین یعیننی؟ از تعابیری مثل ولی الله و امام الانس و الجان و… استفاده نمی کند. می خواهد مردم را به فکر وادارد، نمی آید از احساسات دینی مردم سوء استفاده کند. می خواهد بگوید من مظلومم، کمکم کنید، هر کس را که مظلوم است کمکش کنید، هر کس را که ظالم است، دشمن باشید. در جنگ جمل هم وقتی کسی پیش امام علی می آید و می پرسد حق با کدام یک از شما دو طرف است؟ امام در جواب فرد را به طرف خود دعوت نکرد، فرمود اعرف الحق، تعرف اهله. می توانست یک سری القاب را برای خود به کار ببرد و بگوید من قرآن ناطق هستم و غیره ولی اصلا این کار را نکرد.

وی پس از طرح این سوالاها که «ملاک تعیین درستی آن آگاهی ها کدام است؟ چه طوری می شود جلوی تکرار آن را گرفت؟» پاسخ داد: هم چنان احتمال تکرار آن وجود دارد. کاری که معاویه کرد، هم چنان امکان وقوعش هست. الآن داعش با آگاهی های دینی دارد این جنایات را انجام می دهد و نتیجه اش تجاوز کردن و سوزاندن و سر بریدن است. یکی از ملاک های تعیین صحّت یا اشتباه این آگاهی ها برای کسانی که درک ضعیف دارند، بازتاب های اجتماعی و سیاسی آن است. مثل بچّه ای که حتما باید دستش را به شیء داغی بزند تا بسوزد و متوجّه سوزش بشود. امّا فکرهای قوی که ملاک ها را دارند، نیاز ندارند تا سربریدن ها راببینند تا متوجّه غلط بودن این نوع آگاهی دینی بشوند.

دکتر قماشی درباره ریشه این نوع آگاهی ها گفت: شاید ریشه ی این نوع آگاهی های دینی در بچّگی باشد، چون ما با استبداد و اقتدار تربیت دینی می کنیم، نتیجه اش این می شود که این نوع آگاهی دینی ایجاد می شود که در خدمت یک عدّه ی دیگر باشد. اگر از کودکی این آگاهی دینی هم راه با تفکّر و بحث و گفت و گو منتقل شود، آگاهی دینی کاذب ایجاد نمی شود. در تاریخ، بیش تر شاهد جنگ دین و دین بوده ایم. بین مسلمین با همدیگر، مسیحیان با هم دیگر، یهودیان با هم دیگر. جنایت هایی که به نام دین انجام می شود، خیلی دل خراش است، چون با اعتقاد انجام می دهند. امیدوارم به تدریج و با وسعت این رسانه های جمعی و تبادل نظرها، آگاهی دینی کاذب رنگ ببازد و آگاهی دینی صادق خود را نشان بدهد.

انتهای پیام

selm.ir

[ad_2]
Source link

درباره‌ی admin

همچنین ببینید

آیت الله مدرسی خواستار صدور فتاوای بیشتری از سوی مراجع دینی برای آزادسازی خاک عراق شد

[ad_1] سلم گزارش می دهد : شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)-به نوشته السومریه …