۲۳ آذر ۱۳۹۶

نسخه آزمایشی

امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف : شیخ صدوق چرا درباره غیبت کتابى نمى نویسى؟

امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف : شیخ صدوق چرا درباره غيبت كتابى نمى نويسى؟

 

شيخ طوسى ره به واسطه، از مشايخ اهل قم نقل فرموده كه: على بن الحسين، پدر شيخ صدوق، دختر عموى خود را به همسرى گرفت و از او فرزندى پيدا نكرد لذا نامه نوشت به ابوالقاسم حسين بن روح – رض كه از حضرت ولى عصر( ع) بخواهد كه دعا بفرمايد تا خداوند، فرزندانى فقيه، روزى او فرمايد پس جواب آمد كه تو از اين زن داراى فرزند نمیشوى و زود باشد كه جاريه اى ديلميه را مالك شوى كه دو فرزند فقيه، از او نصيب تو گردد. و بعد سه فرزند خداوند به او عطا فرمود يكى محمد – صدوق معروف – و ديگر حسين كه اين دو برادر دو فقيه ماهر بودند و رواياتى حفظ داشتند كه ديگران ، از اهل قم ، حفظ نداشتند و ديگر برادر آنها به نام حسن كه فرزند وسط به شمار میرفت و سرگرم به عبادت و زهد بود ولى از فقه بهره اى نداشت.

 

محمد بن سوره قمى مى گويد: هر گاه آن دو فرزند فقيه و بزرگ ابن بابويه روايتى را نقل میكردند مردم از حفظ آن دو تعجب میكردند و مى گفتند اين مرتبه و حالت ،  امتيازى براى شما دو نفر است كه به بركت دعاى امام( ع) نصيب شما شده و اين مطلب در ميان اهل قم مستفيض و شايع بود. ( 1)

 

حسين بن عبدالله مى گويد: شنيدم كه شيخ صدوق میفرمود: من به دعاى صاحب الامر( ع) متولد شدم و بدين موضوع افتخار مى كرد. ( 2)

 

و از محقق بحرانى نقل شده كه فرموده: شيخ صدوق ره و برادرش به دعاى حضرت صاحب الامر( ع) متولد شدند. ( 3)

 

 يكى از آثار قلمى رئيس المحدثين شيخ صدوق كتاب اكمال الدين اوست كه پيرامون حضرت ولى عصر( ع) تاليف فرموده و وجود و غيبت امام زمان و ظهور آن حضرت را در اين كتاب با اخبار اهلبيت مورد تحليل قرارداده و اثبات میكند. وى در مقدمه كتاب يادشده راجع به انگيزه خود بر تاليف آن كتاب چنين مى نگارد: چيزى كه مرا به تاليف اين كتاب واداشت، اين بود كه چون به خواسته و مراد خودم كه زيارت حضرت على بن موسی الرضا( ع) بود، رسيدم به نيشابور آمدم و در آنجا اقامت كردم و مشاهده نمودم اكثر كسانى كه به نزد من رفت و آمد مى كردند راجع به جريان غيبت امام زمان( ع) دچار تحير و سرگردانى شده و در امر قائم آل محمد( ص) ، به شبهه افتاده اند و از مسير تسليم و پذيرش به اظهار نظر و قياس ، روى آورده اند.

 

من براى ارشاد و هدايت آنان به راه راست، با ذكر اخبارى كه از پيغمبر و امامان: وارد شده كوشش و تلاش بسيار كردم . بعد از مدتى مردى بزرگ از اهل فضل و خرد به نام شيخ نجم الدين ابوسعيد محمد بن الحسن از بخارا در شهر قم بر ما وارد شد. من از دير زمان آرزوى ملاقات او را داشتم و براى جنبه ديانت و فكر استوار و انديشه هاى بلند او مشتاق ديدارش بودم پس خدا را بر اين نعمت و رسيدن به آرزويم و بر دوستى و محبت و صفاى او شكر كردم، تا يك روز كه با من مشغول صحبت بود نقل كرد كه در بخارا به مردى از بزرگان فلاسفه واهل منطق برخورد كرده و از او درباره حضرت قائم سخنى را شنيده كه موجب تحير و شك و شبهه اش در موضوع غيبت امام زمان( ع) و انقطاع خبر آن حضرت شده است .

 

 من در اثبات وجود امام زمان( ع) مطالبى براى آن شخص فاضل و دوست با صفا گفتم و اخبارى را از پيغمبر و ائمه: راجع به غيبت امام زمان( ع) برايش ذكر كردم كه شك و شبهه اش مرتفع گرديد و قلبش اطمينان يافت و در برابر اين اخبار صحيحه كاملا تسليم شد و از من درخواست كرد كه براى او كتابى در اين موضوع بنگارم و من وعده دادم كه خواسته او را در آتيه انجام دهم.

 

در اين ميان شبى درباره خانواده و فرزندان و برادران و نعمتى كه پشت سرگذاشته بودم، فكر میكردم ناگهان خواب بر من غلبه كرد. در خواب ديدم گويا در مكه ام و بر گرد بيت الله الحرام طواف میكنم و در دور هفتم میباشم و به نزد حجرالاسود آمده ام دست بدان مى كشم و آن را مى بوسم و میگويم:

 « . امانتى اديتها و ميثاقى تعاهدته لتشهد لى بالموافاة »

 امانت خود را ادا كرده و عهد و پيمانم را مواظبت نمودم تا به وفادارى من شهادت و گواهى دهى .

 

 در اين هنگام مولايم حضرت قائم( ع) را ديدم كه بر درخانه كعبه ايستاده. من با قلب مشغول و فكر پريشان نزديك شدم آن حضرت ، راز درونم را از چهره ام دانست پس سلام كردم و جواب سلامم را دادند سپس فرمود:  « ؟ لم لا تصنف كتابا فی الغيبة حتى تكفى ما قد همك »

 چرا درباره غيبت كتابى تاليف نمیكنى تا اندوه دلت را برطرف كنى؟ عرض كردم: اى فرزند پيامبر، درباره غيبت چيزهايى تصنيف كرده ام.

 

 فرمود: بدان روش و سبك ترا امر نمیكنم كه كتاب بنويسى بلكه الان كتابى در غيبت بنويس و غيبتهايى را كه پيامبران: داشته اند  ذكر كن!

 اين را فرمودند و سپس رفتند. من هراس زده از خواب برخاستم و تا طلوع صبح به دعا و گريه و درد دل و شكايت مشغول بودم.

 

 صبح كه فرا رسيد; در پى امتثال امر ولی الله و حجت الهى شروع به تاليف اين كتاب كردم در حالى كه از خداوند، استعانت جسته و بر او توكل میكنم و از تقصيرات خود طلب آمرزش مینمايم. ( 4)


 . 1 . منتخب الاثر، ص 385

 2 . همان جا.

 . 3 . مقدمه معانى الاخبار، طبع جديد، ص 13

 .2- 4 . كمال الدين و تمام النعمة، صص 4

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دلیل جلوگیری از ارسال هرزنامه ها لطفا به معادله امنیتی پاسخ دهید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.