۲۹ دی ۱۳۹۶

نسخه آزمایشی

پیشنهاد جهاد

شرح حال اصحاب حضرت امیر المومنین علی علیه السلام : مقداد : پیشنهاد جهاد

پس از آن كه عبدالرحمان به نفع عثمان كنار رفت، مقداد او را (عبدالرحمان) سرزنش كرد(1) و آن گاه نزد امير مومنان رفت و گفت: اي علي برخيز و جنگ كن كه ما به همراه تو با آنان مي جنگيم. امام عليه السلام فرمود: با چه كساني جنگ كنم؟ در اين هنگام عمار رسيد و گفت:

يا ناعي الاسلام قم فانعه

قد مات عرف و بدا نكْر

– اي خبر دهنده مرگ، برخيز و خبر مرگ اسلام را بگو كه معروف مرد و منكر آشكار گشت.

سپس عمار گفت: به خدا سوگند، اگر براي من ياراني بود به كمك آنها با اين گروه مي جنگيدم، به خدا قسم اگر يك تن با ايشان بجنگد، من نفر دوم آنان خواهم بود.

امام عليه السلام به او فرمود: «يا ابا اليقظان، و الله لا اجد عليهم اعوانا، و لا احب ان اعرضكم لما لا تطيقون؛ اي ابا يقطان (كنيه عمار) به خدا سوگند، من براي جنگ با آنان ياراني براي خود نمي يابم و دوست ندارم شما را به كاري كه توان آن را نداريد وادار نمايم».

از آن پس علي عليه السلام در خانه خود باقي ماند و تني چند از افراد خانواده اش پيش او بودند، و بعدها هيچ كس از بيم عثمان جرات نمي كرد حتي نزد علي عليه السلام رفت و آمد كند!(2).

*****

ر. ك: همان ص 57.

ر. ك: همان ص 55.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دلیل جلوگیری از ارسال هرزنامه ها لطفا به معادله امنیتی پاسخ دهید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.